بايگاني براي ‘سرخط خبري’ موضوع

آیت الله العظمي صانعی: اگر کسی ظلم کرد در همین دنیا گرفتار ظلم می شود

اگر کسی، به مردم ظلم کرد، علاوه بر عذاب آخرت که سرجای خود باقی است، در همین دنیا گرفتار ظلم خواهد شد، و پس از آن هم هر چه دعا کند، گرفتاری‌هایش برطرف نشده و دعایش مستجاب نمی‌شود، چرا که خودش مسبب آن بوده است.

یکی از مراجع تقلید شیعیان، گفت: استفاده تمام ملت‌های مسلمان از نماز عید فطر باید این باشد که اگر دیروز راهی رفته‌ایم که آبروی اسلام رفته است و یا قوانین اسلام را زیر پا گذاشته‌ایم، از امروز به بعد کاری کنیم که جبران شود و آبروی قوانین اسلام را حفظ کنیم.

به گزارش ایلنا ، آیت الله یوسف صانعی، صبح امروز، در خطبه‌های نماز عیدفطر در محل دفتر خویش در قم، اظهار داشت: پرداخت زکات فطره، عملی است که باید قبل از نماز عیدفطر، صورت پذیرد.

وی در مورد علت این که زکات فطره بایستی قبل از نماز عیدفطر، پرداخت شود، گفت: علت این امر این است که با رسیدن زکات فطره به دست فقرا و نیازمندان و گرسنگان، آن ها هم در این عید خوشحال و با ما شریک باشند؛ گرچه برای همگان این عید از نظر معنوی عید است، اما برای گرسنگانی که چه در ماه رمضان و چه در غیر آن گرسنگی بکشند، که این عید نیست.

این مرجع تقلید شیعیان، در بخش دیگری از سخنانش، گفت: نقل شده است که پیامبراسلام(ص)، هرگاه به نماز می رفتند، از یک راه رفته و از راه دیگر بر می گشتند؛ برخی از فقها از این امر تعبیر کرده اند که پیامبر(ص) می خواستند با این کار نشان دهند، انسان ها باید همواره در طول زندگی، راه خود را عوض کنند تا به راه بهتری برای زندگی کردن دست پیدا کنند.

وی افزود: اگر کسی می بیند که در راهی که دیروز رفته است، نقصی داشته، باید به راه دیگری برود، تا آن نقص را برطرف و هر روز در یک راه نماند.

آیت الله صانعی، ادامه داد: هر کس باید در اقتصاد، در سیاست، در فتوا دادن و نظر دادن و در قانون گذاشتنش، از راهی که همیشه می رفته نرود و تلاش کند راه دیگری را که بهتر باشد را پیدا کند.

وی گفت: هر شخصی باید بداند که اگر راهی که دیروز می‌رفته مشکلات داشته و در آن به مردم ظلم و ستم کرده است، فردای قیامت گرفتار مشکلات و عذاب خواهد شد.

استاد برجسته درس خارج فقه، گفت: بر حسب آیات، روایات و بر حسب تجربه و عقل، هر کسی ظلم کرده باشد، قبل از آن که در عالم آخرت گرفتار ظلم و ستم، و عذاب خداوند شود، در این دنیا گرفتار ظلم و ستم خواهد شد؛ به گونه‌ای که اگر مردم را بگریاند، یک روز گریانده می‌شود؛ اگر بی جهت به مردم صدمه زده و مردم را اذیت کند، یک روزی در همین دنیا، اذیتش می‌کنند.

وی ادامه داد: اگر کسی، به مردم ظلم کرد، علاوه بر عذاب آخرت که سرجای خود باقی است، در همین دنیا گرفتار ظلم خواهد شد، و پس از آن هم هر چه دعا کند، گرفتاری‌هایش برطرف نشده و دعایش مستجاب نمی‌شود، چرا که خودش مسبب آن بوده است.

آیت الله صانعی تأکید کرد: استفاده تمام ملت‌های مسلمان از نماز عید فطر باید این باشد که اگر دیروز راهی رفته‌ایم که آبروی اسلام رفته است و یا قوانین اسلام را زیر پا گذاشته‌ایم، از امروز به بعد کاری کنیم که جبران شود و آبروی قوانین اسلام را حفظ کنیم.

هشدار کیهان نسبت به اعلام جدائی احمدی نژاد از اصولگرایان

شریعتمداری در این مقاله با روایت تراژدی رستم و سهراب و نقش افراسیاب درتدارک جنگ

ادامه مطلب »

ریاست اتحادیه اروپااعلام کرد که تعلیق مجازات سنگسار سکینه محمدی آشتیانی کافی نیست و خواستار آن شد که این حکم کاملا لغو شود.

استیون فاناکره، وزیر امور خارجه بلژیک، که کشورش ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را در دست دارد، اظهار داشت تعلیق سنگسار سکینه محمدی آشتیانی، همچنان با معیارهای حقوق بشری اتحادیه اروپا همخوانی ندارد.
ادامه مطلب »

نماز عید فطر برای دومین سال پیاپی و بر خلاف سنت همه ساله، نه در مصلای تهران، بلکه در دانشگاه تهران توسط رهبرانقلاب برگزار گردید

ادامه مطلب »

جمعه عید فطر اعلام شد

در حالیکه تعدادی از کشورهای اسلامی روز پنجشنبه را عید فطر اعلام کردند، اکثریت مراجع مقیم ایران، حلول ماه شوال و عید فطر را، روز جمعه ١۹ شهریور ماه اعلام کرده اند.

در همین راستا، برای مراجعی چون آیات عظام یوسف صانعی، اسدالله بیات زنجانی، علی محمد دستغیب، ناصر مکارم شیرازی،  حلول ماه شوال و عید فطر، روز جمعه ١۹ شهریور ماه محرز شده است. این در حالیست که برخی مراجع هنوز در این رابطه نظری اعلام نکرده اند.
آیت الله صانعی
در همین راستا، شامگاه روز پنجشنبه پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله یوسف صانعی اعلام نمود:
“با توجه به ثبوت رویت هلال ماه شوال برای مرجع عالیقدر، حضرت آیت الله صانعی، معظم له روز جمعه مطابق با ١۹ شهریور ۸۹ را، روز اول شوال المکرم و عید سعید فطر اعلام کرده است.”
آیت الله بیات زنجانی
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله  اسدالله بیات زنجانی نیز، خاطرنشان کرد “رویت هلال ماه شوال برای معظم له ثابت شده و مطابق نظر ایشان، جمعه نوزدهم شهریورماه، روز اول شوال و عید سعید فطر می باشد.”
آیت الله دستغیب
سایت اطلاع رسانی دیگر مرجع تقلید مردمی، آیت الله علی محمد دستغیب نیز، شامگاه پنجشنبه اعلام کرد “با توجه به شهادت افراد موثق به رؤیت هلال ماه، آیت الله دستغیب روز جمعه را به عنوان اول ماه شوال و روز سعید عید فطر اعلام کرده است.”
آیت الله مکارم شیرازی
دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی نیز در غروب روز پنجشنبه خبری روی خروجی خود قرار داده و خاطرنشان کرد “حلول ماه شوال برای آیة الله العظمی مکارم شیرازی به اثبات رسیده و روز جمعه عید فطر می باشد.”
رهبر جمهوری اسلامی
دفتر اطلاع رسانی رهبر جمهوری اسلامی نیز، طی انتشار خبری در غروب روز پنجشنبه، خاطرنشان کرد “بر اساس گزارش های راصدان مورد وثوق و خبره كه از چند نقطه كشور واصل شده است، رویت هلال ماه شوال المكرّم در غروب پنجشنبه محرز گردیده و روز جمعه ١۹ شهریور ماه عید فطر خواهد بود.
آیات عظام  سیستانی، وحید خراسانی،شبیری زنجانی و موسوی اردبیلی ، نوری همدانی و دیگر مراجع، تا لحظه تنظیم گزارش، نظر خود را نسبت به حلول ماه شوال اعلام نکرده اند.
گفتنی است طبق سنت همه ساله، در آستانه ماه شوال، ده ها تیم رویت هلال (معروف به استهلال)، در نقاط مختلف ایران به دنبال اثری از ماه می گردند و بدلیل اینکه مشاهدات نتیجه واحدی ندارند، معمولا تعیین روز پایانی رمضان و حلول شوال، با اختلاف نظرهای جدی روبرو بوده است.
امسال برعکس سالهای پیش، اختلاف نظرها در ایران به حداقل رسیده و اکثریت مراجع نسبت به حلول ماه و جمعه بودن عید فطر، اتفاق نظر دارند.
ذکر چندین دیدگاه پیرامون استهلال و اختلاف نظرهای همه ساله پیرامون پایان ماه رمضان و حلول شوال قابل تامل است:
رؤیت هلال ماه: حکم شرعی یا تشخیص موضوع؟
آیا رؤیت هلال ماه از احکام شرعی است تا نیاز به تقلید داشته باشد یا تشخیص موضوع است و از هر طریقی اطمینان به آن حاصل شد معتبر است؟ در هر صورت آیا مراد از حاکم شرع در این مورد در رساله های عملیه مراجع تقلید هر مجتهد جامع الشرائطی است یا منظور ولی امر و ولایت مطلقه فقیه است؟

مراد از حاکم شرع حداقل در این موضع رساله های عملیه مراجع تقلید “مجتهد جامع الشرائط” است، و هیچ دلالتی بر ولی امر و ولایت مطلقه فقیه و رهبر سیاسی ندارد.به عبارت دیگر هر مجتهد جامع الشرائطی که حکم به رؤیت هلال نماید، حکمش برای همگان متبع است مگر برای کسانی که بدانند وی اشتباه کرده است.

اما در مورد پرسش اول یعنی اینکه آیا رؤیت هلال از احکام شرعی است یا در زمره تشخیص موضوعات است دیدگاه فقهای معاصر به قرار ذیل است:
دیدگاه اول: “اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسی هم كه تقلید او را نمی‎كند، باید به حكم او عمل نماید. ولی كسی كه می‎داند حاكم شرع اشتباه كرده نمی‎تواند به حكم او عمل نماید.” حضرات آیات شیخ لطف الله صافی گلپایگانی (مسأله 1740)، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی (مسأله 1813)، سید علی محمد دستغیب شیرازی (مسأله 1801) و شیخ حسین نوری همدانی (مساله 1728).

دیدگاه دوم: “پنجمین طریق اثبات اول ماه حكم حاكم شرع است، به این صورت كه براى مجتهد عادلى اوّل ماه ثابت شود و سپس حكم كند كه آن روز اوّل ماه است، در این صورت پیروى از او بر همه لازم است، مگر كسى كه یقین به اشتباه او دارد.” (مسئله 1456) رؤیت هلال حكم شرعی نیست تا نیاز به تقلید داشته باشد بلكه تشخیص موضوع است كه باید برای مكلف ثابت شود و از قول هركسی برای شما ثابت شد می توانید طبق آن عمل كنید” (استفتائات) آیت الله شیخ ناصر مکارم شیرازی.

مرحوم آیت الله حسینعلی منتظری نجف آبادی: “اگر حاكم شرع جامع الشرایط حكم كند كه اول ماه است، كسی هم كه از او تقلید نمی كند باید به حكم او عمل نماید، ولی كسی كه می‎داند حاكم شرع اشتباه كرده یا او را جامع الشرایط نمی داند نمی تواند به حكم او عمل كند” (مساله 1599). “هلال و امثال آن از موضوعات خارجیه است و تشخیص موضوعات به فقیه بما هو فقیه كه شأن او استنباط احكام از ادله آنها است ارتباط ندارد، بلكه به علم و اطمینان شخص مكلف یا شهادت دو مرد عادل به رؤیت یا قول اهل خبره كه اطمینان آور باشد ثابت می‎شود. ولی اگر حاكم شرع جامع الشرائط حكم به ثبوت هلال نماید بر دیگران لازم است ترتیب اثر دهند مگر اینكه بطلان مستندات او ثابت گردد. (رساله استفتائات: سؤال 1346)

دیدگاه سوم: “ثبوت اوّل ماه به حكم حاكم شرع محلّ اشكال است.” آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی (مسأله ۱۷۳۹). “حکم حاکم نسبت به اول ماه و هلال نفوذ ندارد و هر کس باید خود حجت شرعی بر اول ماه داشته باشد” آیت الله شیخ یوسف صانعی (مسئله 1708). “اول ماه به حكم حاكم شرع ثابت نمى‏شود، مگر این كه از حكم او یا ثابت شدن ماه نزد او اطمینان به دیده شدن ماه حاصل شود” آیت الله سید علی سیستانی (مسأله 1701).

به نظر می رسد دیدگاههای فوق یا حداقل برخی از آنها مانعة الجمع نیست. هلال ماه و امثال آن از موضوعات خارجیه است، تشخیص موضوع هم به فقیه از آن حیث که فقیه است ارتباطی ندارد. در تشخیص چنین موضوعی بیش از همه علوم مرتبط ازقبیل هیأت و نجوم دخالت دارد، اینکه ماه در چه زمانی قابل رویت با چشم غیر مسلح است نیز به کمک همین علوم تسهیل می شود. برای وحدت رویه انجمن متخصصان رشته های مرتبط نظر خود را اعلام می کنند. اینگونه مسائل بیش از آنکه نیازمند حکم حکومتی یا حکم حاکم شرع باشد، نیازمند اقناع جامعه به تحقق یک موضوع خارجی است. جامعه مدنی مسلمانان برای انجام این امر نه چندان دشوار می تواند ابزارهای لازم را پیش بینی کند.

فراخوان بین المللی شیرین عبادی جهت پایان دادن به مجازات سنگسار

شيرين عبادی، فعال حقوق بشری، حقوقدان و برندۀ جايزۀ نوبل صلح، طی فراخوانی از همۀ رهبران جهان خواست تا جهت پايان دادن به مجازات سنگسار، وارد صحنه شده و مبارزه کنند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، شیرین عبادی که هم اکنون در بروکسل، مقر اتحادیه اروپا به سر می برد، روز پنجشنبه ١۸ شهریور ماه، در گفتگویی با خبرنگاران خاطرنشان کرد: “فقط سکينه محمدی آشتيانی نيست که در خطر سنگسار قرار دارد؛ بلکه به غير از سکينه آشتيانی، چندين نفر ديگر هم هستند که اجرای حکم اعدام با سنگسار را انتظار می کشند و بايد همگی را نجات دهيم.”
عبادی در مورد سکینه آشتیانی افزود: “به رغم تعليق حکم سنگسار وی، اميد چندانی به آزادی وی نیز وجود ندارد.”
این فعال حقوق بشری، همچنين از کاترین اشتون، مسئول سياست خارجی اروپا خواست، تا در تمامی مذاکراتی که با مقامات ايرانی خواهد داشت – حتی در پروندۀ اتمی- بر مسئلۀ حقوق بشر تأکيد کند.
شيرين عبادی که برای ديدار با مسئولان اروپايی در بروکسل حضور دارد، در کنفرانس مطبوعاتی خود تاکید کرد “من هيچ اعتمادی به گفته های مقامات دولت ايران ندارم”.
شيرين عبادی که چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ايران را ترک کرده و تا کنون به کشورش باز نگشته، همچنین معتقد است “در اين مدت وضعيت حقوق بشر در ايران بدتر شده است.”
خبرگزاری فرانسه، تعداد زندانيان سياسی را در ايران، در حال حاضر بيش از ۸۰۰ نفر برآورد می کند.
به گفتۀ این برنده جایزه صلح نوبل، طی این مدت فقر نيز در ايران افزايش داشته است.
وی در کنفرانس مطبوعاتی در شهر بروکسل، در بارۀ حقوق کودکان و زنان نيز توضيحاتی داد و گفت: “در ايران اگر يک دختر ده ساله جنايتی مرتکب شود، به همان سختی مجازات خواهد شد که يک مرد چهل ساله. به همين دليل است که بيشترين تعداد اعدام جوانان در جهان، در ايران صورت می گيرد”.
شيرين عبادی خاطرنشان کرد پیرامون وضعیت نسرين ستوده، وکیل و فعال حقوق بشری که اخیرا بازداشت شده نیز، با مسئولان اروپايی گفتگو کرده است.

افشاگری یک زندانی از وضعیت دهشتناک زندان وکیل آباد مشهد:

افشاگری یک زندانی از وضعیت دهشتناک زندان وکیل آباد مشهد:

زندانهای مخفی، فریب نهادهای بین المللی و اعدامهای ناگهانی و دسته جمعی

 

 

 

میزان: نامه افشاگرانه ای از زندان وکیل آباد مشهد،از ابعاد دیگری از وضعیت وخیم حقوق بشر در این زندان از جمله 500 اعدام مخفیانه در یک سال گذشته پرده برداشته است.

 

به گزارش «میزان خبر» این نامه که توسط یک از زندانیان سیاسی زندان مشهد نگاشته شده است، با تشریح وضعیت مخوف اندرزگاه 5 زندان وکیل آباد که با فریب بازرسها از چشم نهادهای بین المللی دور نگاه داشته شده است و همچنین اعدامهای ناگهانی،فله ای و دسته جمعی از جمله 500 اعدام مخفیانه در یک سال گذشته، ابعاد دیگری از وضعیت دهشتناک این زندان را تشریح کرده است.

 

متن این نامه افشاگرانه به شرح زیر است:

در زندان وکیل آباد مشهد فجایعی به وقوع می پیوندد که سبعیت آن توصیف ناپذیر است. اندرزگاه 5 زندان وکیل آباد مشهد رمزآلودترین و مخفی ترین بند زندان وکیل آباد مشهد بوده که با چیدن پتو در ورودی اندرزگاه در هنگام بازرسیهای بین المللی به عنوان انبار پتو معرفی می گردد و کمتر کسی  اطلاعاتی دقیق از وضعیت آن دارد. اندرزگاه 5 زندان وکیل آباد مشهد شامل 4 بند به ترتیب:

 

بند 101: محکومین به اعدام به جرم فروش مواد مخدر بیش از 500 نفر

بند 102: اکثرا محکومین به قصاص، 300 نفر و دیگر جرائم حدود 250 نفر

بند 103: بند جوانان 18 تا 25 سال با جرائم سرقت،زنا، فروش مواد مخدر، حدودا 600 نفر

بند 104: جرائم سرقت، مواد مخدر، زنا، 25 ساله ها به بالا حدودا 600 نفر

 

در هر یک از بندهای 102، 103 و 104 حدودا 200 نفر محکومین به اعدام هستند که با تایید حفاظت زندان از بند 101 به آنجا منتقل شده اند.

بند 101 زندان وکیل آباد مشهد حساس ترین بند زندان است. تدابیر شدید امنیتی بر آنجا حکمفرماست. برخلاف دیگر بندهای زندان بند 101 با درب دوجداره ی آهنی که قابل رویت از بیرون به داخل بند نیست مسدود گشته و تردد افراد به ندرت و با هماهنگی حفاظت زندان صورت می گیرد. افراد حاضر در این بند برای تماس تلفنی تنها با شماره هایی می توانند تماس بگیرند که حفاظت زندان آن را قبلا تایید کند…آنهم هر یک روز در میان 5 دقیقه. حکم اعدام به هیچ کدام از آنان حتی وکلا و خانواده هایشان ابلاغ کتبی نمی گردد و فقط شفاها به آنان در دادگاه انقلاب و یا توسط یکی از مامورین زندان به آنان ابلاغ می گردد.این در حالیست که هیچ کدام از آنان از زمان اجرای احکام خویش مطلع نیستند و در هر تاریخ نامشخص اجرای احکام اعدام، همه باید خود را مرده حساب کنند. یعنی افراد قبل از اعدام در ذهنشان بارها اعدام می شوند. در فاصله ی بین تیرماه 88 الی فروردین 89 نزدیک به 250 نفر در زندان وکیل آباد مشهد اعدام گشته اند. مرداد ماه سال هشتاد وهشت 68 نفر ،آبان ماه سال هشتاد وهشت 40 نفر، دی ماه سال هشتاد وهشت 30 نفر، اواخر بهمن ماه سال هشتاد وهشت 88 تقریبا 20 نفر و فروردین 89 بیشتر از 50  نفر.

این ارقام جدای زنانی است که در هر سری از بند نسوان اعدام می شوند ،که از رقم حقیقی آن اطلاعی در دست نیست و همچنین جدای از تعداد زندانیانی است که از شهرستان های اطراف مشهد خصوصا تربت حیدریه و فریمان که جهت اجرای حکم اعدام به زندان وکیل آباد مشهد در این مدت منتقل شده اند.

همچنین در مرداد سال 89 هر هفته و در 4 نوبت اعدام گروهی و دسته جمعی در رقمی حدود 70 نفر در هر سری اعدام شده اند:در تاریخ چهارشنبه 13 مرداد هشتاد و نه 70 نفر و تاریخ چهرشنبه 27 مرداد 67 نفر اعدام شده اند. در دو تاریخ 6 و 19 مرداد نیز رقمی بین 60 تا 70 نفر اعدام شده اند که البته آمار دقیق همچنان نامشخص است.

شاید توصیف لحظه های اعدام ما را با گوشه ای از این رنج عظیم آشنا کند. هر دو یا سه ماه همه منتظرند که بار دیگر در روزی نامشخص اجرای احکام اعدام اتفاق افتد ناگهان در روزی ازهمین روزها در حدود ساعت 4 عصر تلفن در کل زندان بر خلاف روال معمول قطع می گردد. هواخوری ها تخلیه می شوند، افراد به داخل بندها و سپس به داخل اتاق ها هدایت می گردند. تردد در تمام زندان متوقف می گرددو در این لحظه همه می دانند که اعدام دسته جمعی دیگری به وقوع می پیوندد. رنگ ها پریده، قلب ها پرتپش، محکومین به اعدام اکثرا بهت زده، عده ای در حال اشک ریختن آرام و بی صدا، و دیگرانی که با آنان همدردی می کنند. همگی آرامند و سکوت مطلق حکم فرماست. عده ای از محکومین به اعدام بی آنکه بدانند نامشان در لیست اعدامیان این سری از اعدام ها قرار دارد یا نه همچون دفعات گذشته با آرامشی از سر استیصال لباس های سفید اتو کشیده می پوشند و خود را آماده ی مرگ می کنند تا هنگام تحویل اجساد به خانواده هایشان نشان دهند که کاملا آرام بوده اند شاید کمی تسلی بخش دردهای آنان باشند و چهره هایی که نفرت نسبت به این همه زشتی و قساوت در وجودشان موج می زند چه محکومین اعدام و چه دیگر زندانیان.

آری محکومین به اعدام همه آماده اند اما نمی دانند این بار نوبت کیست. ناگهان با ورود رییس زندان، مسوول حفاظت زندان و دادستان مشهد نامها خوانده می شوند. چاره ای نیست جز خروج و روانه شدن به سوی سرنوشتی که قطعا  ناعادلانه است اما سرنوشت است. عده ای بیرون می آیند مستاصل با نگاهی نگران از آینده ی همسر و فرزندانشان، عده ای حتی توان بلند شدن ندارند. گریه می کنند و ناخودآگاه از ترس ادرار می کنند بعد از جمع آوری افراد آنها را برای غسل به بند 6/1 ،بند مخصوص حفاظت(تحت نظر کامل حفاظت اطلاعات زندان)، منتقل می کنند.در آنجا در سوییت های تنبیهی کثیف، 6 یا 7 نفر وارد می شوند تا غسل کنند. و بعد آنها را در انبار بند 6/1 جمع می کنند تا وصیت نامه بنویسند. گریه ها به فریاد تبدیل می شود، عده ای هم ساکت اند و بی رمق و عده ای هم با فریاد خدا را صدا می کنند و از او می خواهند خانواده شان را نگهدار باشد. اگرچه از حق خویش برای ملاقات عزیزانشان برای آخرین بار محرومند اما عکس فرزندانشان را می بوسند و در لای کاغذ وصیت نامه می گذاردند تا از طریق دوستانشان یا مسوولین زندان هنگام تحویل وسایلشان به خانواده ها داده شود. حدودا ساعت 6 به سمت محل اعدام که در راهرو ورودی ملاقات شرعی و حضوری است حرکت می کنند. راهرویی بدون سقف  که طناب ها که با نام افراد مشخص شده به تیر آهن های خارج شده از سقف ساختمان کنار راهرو آویزان شده و همه اعدامی ها که از دسته های 15 نفری تا 70 نفری تا کنون بوده اند همزمان چهارپایه ها توسط گارد مخصوص زده می شود ، زیر پایشان خالی می شوند و با هم اعدام می گردند، اعدام دسته جمعی و پایان زندگی…تا چند روز بعد از این اتفاق زندان در سکوت، بی رمقی و غم فرو می رود. فردای آن روز از طرق مختلف خانواده ها مطلع می گردند و پس از پرداخت هزینه ی طناب دار، عزیزانشان را تحویل می گیرند.

 

 

این تنها گوشه ای از واقعیات تلخی بود که به تصویر کشیده شد.

گمرک: یک چهارم واردات ایران در مرداد ماه بنزین بود

پنج ماهه نخست سال جاری بیش از سه میلیون تن بنزین وارد کشور شده که این میزان در مقایسه با مدت مشابه در سال گذشته بیش از ۱۳۵ درصد رشد داشته است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، آخرین آمار واردات کشور نشان می‌دهد در پنج ماهه نخست امسال، میزان واردات بنزین به ایران معادل بیش از سه میلیون و ۳۷ هزار تن به ارزش بیش از دو میلیارد و ۲۴۰ میلیون دلار بوده است.

بر این اساس سهم این میزان واردات از کل واردات ایران در پنج ماهه نخست امسال از نظر وزن ۱۵ درصد و از نظر ارزش بیش از ۹ درصد بوده است.

همچنین این میزان واردات در پنج ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه در سال ۸۸ از نظر وزن و ارزش به ترتیب به ۱۳۵ و ۱۴۷ درصد افزایش یافته است.

طبق آمارهای گمرک ایران میزان واردات بنزین در پنج ماهه نخست سال گذشته بیش از یک میلیون و ۲۸۹ هزار تن به ارزش ۹۰۴ میلیون دلار بود.

این آمار در شرایطی منتشر می‌شود که مسعود کاظمی وزیر نفت در هفته‌ جاری از خودکفایی ایران از واردات بنزین خبر داده است.

مرخصی یک روزنامه‌نگار از زندان، پس از یازده ماه حبس

جواد ماه‌زاده، داستان‌نویس و روزنامه‌نگار زندانی، پس از حدود یازده ماه حبس بدون مرخصی، از زندان آزاد شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، آقای ماه‌زاده که با تودیع وثیقه ‌ای به مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان به مرخصی آمده است، در روز ۲۹ مهر ماه سال گذشته بازداشت و چندی بعد در دادگاه انقلاب به چهار سال حبس محکوم شد

ایجاد دیوار حائل بین دختران و پسران در دانشکده علوم اقتصادی

با نزدیک شدن به زمان آغاز سال تحصیلی دانشگاهها، مسئولان دانشکده علوم اقتصادی با همکاری حراست این دانشکده، اقدام به ساختن دیواری در محوطه این دانشکده برای جدایی خواهران و برادران کرده‌اند.

دانشجویان دانشکده علوم اقتصادی به تازگی شاهد اقدام مسئولان دانشکده به احداث دیواری در محوطه این دانشکده برای جداسازی جنسیتی بوده‌اند.

بنا به گزارش‌های رسیده به کلمه، با نزدیک شدن به زمان آغاز سال تحصیلی دانشگاهها، مسئولان دانشکده علوم اقتصادی با همکاری حراست این دانشکده، اقدام به ساختن دیواری در محوطه این دانشکده برای جدایی خواهران و برادران کرده‌اند.

این اقدام پس از آن صورت می گیرد که در ابتدای سال تحصیلی گذشته، حراست دانشکده اقدام به نصب پرده برزنتی در محوطه دانشکده کرده بود که با مخالفت و اعتراض دانشجویان مجبور به برداشتن آن شد.

دانشجویان این دانشکده همچنین خبر داده‌اند که همزمان از این اقدام، حراست دانشکده چند نگهبان زن نیز استخدام کرده است که وظیفه آنها تذکر به دانشجویان دختر در خصوص رعایت شئونات اسلامی است.

دانشکده علوم اقتصادی که پیش از این تحت عنوان دانشکده امور اقتصادی و دارایی شناخته می‌شد، جدا از دیگر دانشگاههای شهر تهران به فعالیت می‌پردازد و به صورت نیمه متمرکز دانشجو می‌پذیرد. ریاست این دانشکده از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، به یکی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه امام صادق (ع) به نام مهدی صادقی واگذار شده است که تاکنون چند استاد مطرح و بنام این دانشکده را اخراج و در عوض تعداد زیادی از همکاران خود و فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق (ع) را به این دانشکده آورده است.

همسر زیدآبادی:هیچ فریادرسی نیست که به فریاد ما برسد

مژگان مدرس علوم جرس: احمد زیدآبادی  روزنامه‌نگار و دبیرکل سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) است که در تاریخ دوم آذر ماه به پنج سال زندان در تبعید در گناباد محکوم شد و این حکم در تاریخ یازده دیماه از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید شد. وی بعد از آن به زندان رجایی شهر انتقال یافت و هم اکنون بعد از گذراندن پانزده ماه زندان، هنوز از حق دسترسی به حقوق اولیه یک زندانی و استفاده از مرخصی محروم است این در حالی است که دادستان با مرخصی وی موافق بوده اما افرادی که نامی از آنها برده نمی شود از مرخصی وی “ممانعت” بعمل می آورند.  

 

به همین مناسبت “جرس” با مهدیه محمدی همسر احمد زیدآبادی در خصوص آخرین وضعیت ایشان به گفتگو پرداخته است که در پی می آید:

 

خانم محمدی می توانید در خصوص آخرین وضعیت روحی و جسمی آقای زیدآبادی توضیح دهید؟

 

دوهفته ای یکبار می توانیم ایشان را ملاقات کنیم یعنی هرماه دوبار به مدت بیست دقیقه ایشان را ملاقات می کنیم. وضعیت روحی عالی دارند و از نظر جسمی هم مشکلی ندارند. با همبندان خود شرایطی را فراهم کرده اند تا بتوانند این روزها را سپری کنند. دقیقا شرایط زندانیان سیاسی زمان شاه را دارند زیرا پدر من آن زمان زندانی سیاسی و هم بند آقای طالقانی بود و چنین شرایطی را داشتند.

 

با توجه به اینکه آقای زیدآبادی در حال گذراندن دوران محکومیت خود هستند آیا تاکنون به مرخصی که حق اولیه اشان است آمده اند؟

 

حتی یک روز ایشان را به مرخصی نفرستاده اند. دادستان به ما نامه می داد که می توانید به ملاقات آقای زیدآبادی بروید اما بازجو قبول نمی کرد و مانع آن می شد، آخه این کجای قانون نوشته شده است؟ دادستان به زندان رفته و به همسرم گفته من با مرخصی شما موافقم اما اینها روی شما حساس هستند و مرخصی نمی دهند برای اینکه هنوز بر سر مواضع خودتان هستید. ما نمی دانیم “اینها” که مرخصی نمی دهند و روی همسرم حساس هستند چه کسانی هستند؟ در کجای قانون آمده که آنها باید تصمیم گیری کنند که کسی که علی رغم بی گناهی محکومیت گرفته و استفاده از مرخصی حق اولیه اش است نمی تواند به مرخصی بیاید. این بماند که افراد را به ناحق و بدون دلیل زندانی می کنند و محکومیت می دهند اما چرا مطابق با قانون زندانی نباید از حقوق اولیه و ابتدایی خود استفاده کند.

 

در میان صحبتهایتان اشاره کردید به زندانیان سیاسی دوره شاه، چه تفاوتی بین شرایط زندانیان سیاسی این دوره و دوره شاه می بینید؟

 

به نظر من تفاوتی وجود ندارد و الان این برخوردهایی که با همسران ما و زندانیان سیاسی می شود همان برخوردها است با این تفاوت که پدر من جنگ مسلحانه با شاه می کرد در صورتیکه امثال آقای زیدآبادی روزنامه نگار و جرمشان نوشتن است. اما می بینیم که زندانیان سیاسی هر دو دوره محکومیت های طولانی مدت را می گذرانند و با آنها به یک شکل برخورد می شود.

 

وضعیت زندان رجایی شهر و برخورد مسئولین آنجا چگونه است؟

 

اگر بین بد و بدتر بخواهیم انتخاب کنیم باز شرایط زندان رجایی شهر نسبت به زندان اوین بهتر است. چون به هر حال تلفن ها و ملاقاتهایشان مرتب تر است اما دسترسی به کتاب و برخی روزنامه ها را ندارند. اما شرایط زندان اوین بسیار سخت تر است الان حدود پنجاه روز است که دسترسی به تلفن ندارند و ملاقاتهایشان کابینی و کوتاه است. اما اساسا زندان بودن این افراد یک “ظلم” بسیار بزرگی در حق خانواده ها و خود زندانیان سیاسی است. من بعضی اوقات یاد آن فیلم روز واقعه می افتم که روزهای عاشورا را نشان می دهند و تکرار می کند ” هَل مِن ناصر یَنصُرنی”، با شنیدن این جمله ما چنان احساس مظلومیت می کنیم که پانزده ماه یک انسانی را بی گناه و بی دلیل و بدون هیچ مدرک قانونی حبس کنند. یعنی دادنامه آقای زیدآبادی را که حکمش را داده اند به حدی مسخره و خنده دار است بطوریکه اینها هیچ مدرکی پیدا نکرده اند تا ایشان را محکوم کنند فقط گفته اند همسرم زیرکانه می خواسته از قانون استفاده کند و کارهای غیرقانونی انجام دهد. یعنی در حقیقت همسرم هیچ کار غیرقانونی نکرده است بلکه زیرکانه می خواسته اینکار را انجام دهد. همسرم را بی گناه با این دلیل در زندان نگه داشته اند، ما چنان احساس مظلومیت می کنیم و هر دفعه می گویم “هیچ فریادرسی نیست که به فریاد ما برسد”. خوب در این شرایط عملا چاره ای جز صبر نداریم.

 

در ملاقاتهایی که با آقای زیدآبادی دارید ایشان آینده را چگونه می بینند و نظرشان نسبت به این اعمال ناحق چیست؟

 

آقای زیدآبادی فرد بسیار معتقدی است و با همان اعتقادات تمام مشکلات را پشت سرمی گذارد و اطمینان کامل دارد که این افرادی که بروی ظلم کرده اند تقاص و تاوان پس خواهند داد. آقای زیدآبادی بسیار صبور است و به نحواحسن این دوره را سپری می کند. زمانی که ما از این اوضاع و ظلمها ناراحت و شاکی می شویم ایشان ما را دلداری می دهد و می گوید این روزها می گذرد که نشان دهنده روحیه قوی و اعتقادات محکم ایشان است. ایشان مطمئن هستند که قانون خدا این نیست که ایشان مظلوم واقع بشود بر همین اعتقاد  صبور است و مقاوم.

 

فرزندانتان چه احساسی دارند و واکنششان نسبت به این برخوردها چیست؟

 

البته دو تا از پسرهایمان بزرگ هستند و شرایط را پذیرفته اند اما یک جاهایی بغض هایشان را نشان می دهند و احساس می کنند که در حق شان و در حق پدرشان ظلم شده است. در اظهارنظرهایشان نشان می دهند که چقدر از افرادی که با پدرشان این برخوردها را می کنند خشمگین هستند. پسر کوچکم که هشت سال دارد بعضی وقتها می خواهد من را دلداری بدهد و می گوید نگران نباش پدر تا دو روز دیگر آزاد می شود اما بعضی وقتها که بسیار دلتنگ پدرش می شود می گوید تو که گفته بودی زود می آید پس چرا نیامد. من یادم می آید روزی که آمدند آقای زیدآبادی را دستگیر کردند از من پرسید اینها کی بودند که اینطور پدرم را دستگیر کردند من گفتم نمی دانم یا بسیجی بودند یا مامور سپاه، حالا می گوید من از بسیجی ها و سپاه خیلی متنفرم چرا پدرم را بردند. بالاخره پسرانم پدرشان را می شناختند پدری که بسیار معتقد به اسلام و قانون بود این چنین باید بدون دلیل در زندان باشد. کسی که در تمام کارهایش مقید به قانون بود، چرا باید در نظام جمهوری اسلامی در زندان باشد؟ آقای زیدآبادی با حضورش در انتخابات نشان داد که حس ناسیونالیستی قوی دارد و کشور و وطنش را خیلی دوست دارد و علی رغم پیشنهادهایی که برای اقامت در خارج کشور به ایشان شد حاضر به ترک کشورش نشد و می گفت: “این جا وطن من است و من باید بمانم.” با این همه صداقتی که داشت در خود انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار کرد و به شکل قانونی از کاندیدایی که خود حکومت تایید صلاحیت کرده بود حمایت کرد. حالا تاوان این همه صداقت و وطن پرستی باید پانزده ماه زندان باشد؟ خوب با این اوصاف چه چیزی در ذهن بچه ها نقش می بندد? پیش خودشان می گویند یا باید به آن پدر که این همه وفادار بوده شک کرد یا به این نظام که ارزش وفاداری مردم را نمی داند و اینگونه پاسخ می دهد.

 

شما به عنوان کسی که پدرتان در زمان شاه دربند بودند و الان هم همسرتان در زندان هستند، در این مبارزات برعلیه استبداد سهم و نقش بزرگی ایفا کرده اید و شرایط سخت و ظلمهای زیادی را تحمل کردید چه صحبتی و خواسته ای دارید؟

 

من فقط می خواهم قانون رعایت شود، ما خانواده ها هیچ چیزی فراتر از اجرای قانون نمی خواهیم. چرا همسرم را غیرقانونی شب از خانه می برند؟ چرا به شکل غیرقانونی دو ماه خانواده نباید از زندانی خود خبر داشته باشد؟ چرا غیرقانونی همسر مرا در زندان کتک می زنند؟ چرا این همه فحاشی و خشونت نسبت به زندانی و خانواده اش باید انجام گیرد؟ این اقدامات و برخوردها در کجای قانون جمهوری اسلامی آمده است؟ چرا باید کسی را به زور کتک، وادار کنند تا حرفهایی بزند که براساس آن حرفها اتهام برایش بسازند؟ همسرم را کتک می زدند و می گفتند بنویس که چه کارهایی کردی تا از این نوشته ها که به زور کتک بوده اتهام برایش بسازند. کجای قانون جمهوری اسلامی آمده که یک زندانی بی گناه پانزده روز در زندان باشد بدون استفاده از مرخصی؟ اگر در جمهوری اسلامی به قانون عمل می شد الان جای همسران ما در زندان نبود. در قانون آمده است هرشخصی که جرمی مرتکب می شود در همان شهر باید زندانی شود چرا همسرم را به زندان کرج برده اند؟ تمام اینها “مغایر” باقانون است.

 

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.

حداقل دانشجویان ستاره‌دار امسال بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر هستند

یک دانشجوی ستاره‌دار با بیان این که در سال جاری بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر در آزمون کارشناسی ارشد ستاره‌دار شده‌اند گفت که این تعداد در مقایسه با سال‌های گذشته به شدت افزایش یافته است.
به گزارش جرس، این فعال دانشجویی که در پی انتخابات سال گذشته مدتی را در بازداشت سپری کرد و اکنون به جمع دانشجویان ستاره‌دار پیوسته است، در توضیح روند ستاره‌ دار شدن توضیح داد: اخیرا در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه‌های دولتی، که نتیجه آن اوایل خرداد ماه روی سایت سنجش قرار گرفت، ستاره دار شدم. این محرومیت از تحصیل روی سایت سازمان چنین درج شده بود “شما نقص در پرونده دارید و تا تاریخ… به سازمان سنجش مراجعه فرمایید”
وی که نخواست نامی از او برده شود، ادامه داد: بعد از مراجعه در تاریخ مذکور به طبقه دوم سازمان، قسمت گزینش، رفتم که مرا به شخصی به نام نعیمایی ارجاع دادند. وی چند سوال راجع به خودم و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و انتخاباتی‌ام پرسید و فرمی را به من داد که در آن سوال‌های مختلفی پیرامون نوع فعالیت‌های‌ام در آن درج شده بود و در نهایت گفت که بعدا با شما تماس می‌گیریم. این روند تقریبا برای تمامی دانشجویان محروم از تحصیل به همین شکل طی می‌شود.
این فعال دانشجویی با اشاره به اینکه محرومیت در سال جاری تنها شامل دانشجویان فعال نشده، اظهار داشت:یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد رودهن که به هیچ وجه سیاسی نبوده و دانشجوی معمولی و حتی غیرفعال به شمار می‌رود و تنها در جریان اعتراضات خیابانی به نتیجه انتخابات چند روزی بازداشت بوده با وجود کسب رتبه خوب از ادامه تحصیل محروم شده است، این به این معنا است که امسال دامنه محرومین از تحصیل بسیار بیشتر از سال‌های گذشته بوده است.
وی ادامه داد: ماه بعد که مجدد به سازمان سنجش رفتم مرا به داخل راه ندادند ولی از طریق تلفن نگهبانی، با قسمت گزینش صحبت کردم و کارمند گزینش تاکید کرد که “ما اسم آن100-150 نفر را اواخر خرداد واسه تجدیدنظر فرستادیم.” یعنی امسال نزدیک به 100 الی 150 نفر در آزمون ارشد دانشگاه‌های دولتی سه ستاره شده اند که سازمان جهت تجدید نظر، اسامی آن‌‌ها را اواخر خرداد به اداره اطلاعات فرستاده بود.
این دانشجوی ستاره‌دار با بیان این که “اواسط مرداد مجددا به سازمان مراجعه کردم” تشریح کرد: این بار از طریق آشنایی که در سازمان کار می‌کرد به داخل رفتم و آن آشنا به من گفت که “اسامی شما بار اولی برای گزینش به اداره اطلاعات فرستاده شده و صلاحیت‌تان رد شده بود؛ حالا مجدد برای تجدیدنظر به اطلاعات فرستاده شده اما تاکنون پاسخ آن نیامده است.”
وی درباره آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد نیز اظهار کرد: پاسخ آزمون ارشد آزاد نیز چند روزی است که اعلام شده و در صفحه من و برخی از دوستان ستاره دار چنین درج شده است “کارنامه ای با مشخصات مورد نظر موجود نمی باشد” یعنی از ورود به دانشگاه آزاد نیز محروم شده‌ایم. محرومین از تحصیل در دانشگاه آزاد نیز بر خلاف روند چند سال گذشته که معمولا دانشجویان محروم از تحصیل در دانشگاه دولتی، در دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل می شدند، تعداد قابل ملاحظه‌ای است.
این فعال دانشجویی محروم از تحصیل در پایان گفت: محرومین از تحصیل در دانشگاه آزاد از دیروز به مرکز آزمون دانشگاه آزاد واقع در خیابان پاسداران کوچه بهستان ششم، مراجعه کرده اند که پس از مراجعه به آنها شماره‌ای داده شده و گفته شده هفته بعد تماس بگیرید این در حالی است که هفته بعد زمان ثبت نام قبول شدگان در دانشگاه آزاد تمام می شود.
گفتنی است از سال 85 داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد با موج محرومیت از ادامه تحصیل مواجه شدند. این روند تاکنون هرسال ده‌ها نفر از دانشجویان را از ادامه تحصیل و پیشرفت بازداشته است. ستاره دار شدن که تا سال گذشته مختص دانشگاه‌های سراسری بود، از دو سال پیش در دانشگاه آزاد هم رسم شد.
سال گذشته در مناظرات انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد وجود دانشجویان ستاره‌دار را انکار کرد که این گفته تجمع این دانشجویان در مقابل وزارت علوم، مجلس و صدا و سیما را در پی داشت.
هم اکنون شیوا نظرآهاری، ضیا نبوی، مهدیه گلرو و مجید دری از دانشجویان محروم از تحصیل با احکام سنگین و طولانی مدت در بازداشت به سر می‌برند.

ديدار خانواده مرحوم آيت الله درچه اي با مهدي كروبي

سحام نيوز: صبح امروز خانواده مرحوم آيت الله درچه اي به ديدار مهدي كروبي رفتند. به گزارش ادامه مطلب »

در نامه اي خطاب به رهبري:روایت تکان دهنده عبدالله مومنی از شکنجه ها و اعتراف گیری در زندان

عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانشجویی ادوار تحکیم وحدت که در جریان ادامه مطلب »

حزب اعتماد ملي